محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
60
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
طريق چهارم : در ساختن گل حكمت و ادويهء مصنوعه : صفت ساختن گل حكمت : جهت استحكام ظروف كه تاب آتش آرند ، گل كوزه گرى را - كه خاك رست گويند - بايد از ريگ پاك كرده ، هزار مثقال در آب حل كنند تا رقيق القوام گردد و اين اجزاء رابه قدر نصف گل اضافه نموده تا سه چهار روز مكرر بر هم زنند : آجر كوبيدهء [ بيخته ] ، سرگين [ بيختهء ] اسب ، خبث الحديدِ بيخته ، گل خطمى و موى بز مقراض كرده ، با آب نمك بسرشند . نسخهء ديگر : كه مؤلف « تذكره » بهترينِ اقسام دانسته است : موى مقرض ، نمك طعام ، زغال ، خطمى ، خبث الحديد ، پوست تخم مرغ مكلّس ، هر يك ، يك جزء و گل پاكيزه ، دو جزء . نسخهء ديگر : كه وجيز و كثير التّأثير است و مكرر به تجربه رسيده است : خاك كوزه گرى را با قدرى كاه [ كوبيده ] و نمك مسحوق و خاكستر بيخته با آب خمير كرده ، استعمال نمايند . صاروج الحكمة : جهت شدّ وصل و غيره ، به غايت مستحكم است و مؤلف كتاب هيكل كه حاكم باللّه باشد مستحكم ترين چيزها دانسته است : خبث الحديد و گچ را بالمناصفة با خون گوسفند سرشته ، استعمال نمايند . و حقير به جاى خون گوسفند ، سفيدهء تخم مرغ و گاهى آبِ سريش كرده و گاهى شير و به غايت مستحكم مشاهده نموده است و در شدّ وصل قدحين و قرع و انبيق ، نمك مسحوق با سفيدهء تخم مرغ و گچ بيختهء با آب سريش و به دستور با سفيدهء تخم مرغ بسيار آزموده است . و به دستور آهك آب نديده با زردهء تخم مرغ ، مستحكم ترين اشيا است ؛ خصوصاً چون آهك را با قدرى پنبهء كهنه نرم كوبيده باشند و به جاى سفيدهء تخم مرغ و زردهء او شير در جميع مذكورات بدل مىشود و سريشم پنير در اتصال چينى شكسته و غيره مكسورات از احجار و زجاج و غيرهما به مرتبه اى است كه هر گاه صدمه به آن چيز برسد ، موضع ديگر شكسته ، مكان موصول به آن منكسر نمىگردد . عمل شنجرف : زيبق پاك ، هشت جزء و گوگرد ، دو جزء ، با هم سائيده ، در شيشهء مطيَّن به طين الحكمة كه سه مرتبه مطيَّن نموده خشك كرده باشند به قدرى كه نصف